مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
خـبر رسیده که رکـن پـیـمبر افتادهست ترک نشسته به محراب، منبر افتاده است اگر غـلط نکـنم مـرد خـیـبـر افتادهست طـبیب حـاذق عـالـم به بستر افتادهست سحـر که آه دل ذوالـفـقـار گـشـت بـلـند شکـست آیـنـه تصویر زد در آن لبخـند دو قـدر را زده تـیغـی به یکـدگر پیوند مسیر سـاقی کـوثـر به کـوثر افتادهست به سـائـلان بـرسـانـیـد بیکـریـم شـدنـد خرابهها همه محروم از این نسیم شدند یـتـیـمهای عـرب بـاز هـم یـتـیـم شـدنـد که مـهـربان پـدر کوفه دیگر افتادهست قسم به کیسۀ نانش همیشه مظلوم است جواب خوبی این مرد، تیغ مسموم است سرِ نماز هم از حق خویش محروم است به جرم عـدل، ترازوی داور افتادهست خـبـر رسـیده که بر فـرق حـیدر کـرار رسـیـده تـیغ کـجـی در ادامـۀ مـسـمـار مـدیـنـه در افـق کـوفـه میشود تکـرار دوبـاره پشت در خـانه مـادر افتادهست خـبـر رسـیـده به سـر قـصـۀ امـیـر آمد اجـل به دیـدنـش آمد اگـر چـه دیـر آمد برای زخـم سرش کاسه کاسه شیر آمد از این حدیث دلم یاد اصغـر افـتادهست ابـوتـراب به بی شـیریِ ربـاب گریست به حال کودک او چـشم آفـتاب گریست عمو نیامد و امّـید رفت و آب گـریست حسین مانده و کارش به لشکر افتادهست از این طرف پدری رو به لشکر اندازد از آن طرف به جوابش سهشعبه میتازد برای ایـنکـه پـدر را زنـد پـسـر را زد و حال اگر بکشد تـیر را سر افتادهست |